پرخاشگری یک نوع رفتاری است که از خشم و عصبانیت نشات می گیرد و به دو گروه تقسیم می شود:

۱- پرخاشگری خصمانه: رفتاری است که به منظور صدمه و آزار رساندن به دیگری یا دیگران ابراز می شود و هدف در آن صرفا آزار رساندن است.

۲- پرخاشگری وسیله ای: رفتاری است که فرد به وسیله آن خواستار به دست آوردن هدفی دیگر است و ابدا قصد حمله به دیگران یا اذیت کردن آنها را ندارد. (معمولا پرخاشگری کودکان از این نوع است)

جهت پرخاشگری ممکن است به دو صورت پرخاشگری درونی یا پرخاشگری بیرونی باشد.

الف- پرخاشگری درونی: چنان چه جهت پرخاشگری به طرف درون باشد، کودک خشم خود را به درون خود می کشد و دچار خشم فرو خورده می شود. پیامد چنین عملی می تواند افسردگی و احتمالا خود آزاری و یا خودکشی باشد.

ب- خشم بیرونی: کودک ممکن است خشم خود را به صورت رفتارهایی از قبیل فریاد کشیدن، به زمین کوبیدن یا پرتاب کردن اشیا بروز دهد.

– پرخاشگری و کج خلقی در کودکان چنان چه با علامت های دیگر همراه باشد می تواند نشانه هایی از افسردگی باشد.

– به طور کلی خشونت و پرخاشگری بیشتر عامل بیرونی دارد.

– والدین و معلمان در درجه اول باید محرک های محیطی که باعث تحریک خشم و ایجاد خشونت در کودکان می شود را شناسایی و سپس برای رفع آن به کمک روان شناسان و متخصصان اقدام نمایند.

– پرخاشگری ممکن است بدنی باشد مانند زدن، لگد زدن، گاز گرفتن و…

– پرخاشگری ممکن است لفظی باشد مانند فریاد زدن، رنجاندن و… که در سال های قبل از دبستان به شدت افزایش می یابد.

– پرخاشگری ممکن است تجاوز به حقوق دیگران باشد مانند چیزی را به زور گرفتن.

– بچه هایی که در سال های نخست زندگی پرخاشگرند به احتمال زیاد در بزرگسالی نیز پرخاشگر خواهند بود.

– ثبات پرخاشگری دخترها نسبت به پسرها کمتر است.

– پسرها پرخاشگرتر از دخترها هستند. این تفاوت در غالب فرهنگ ها و تقریبا در همه سنین و در غالب حیوانات نر نیز دیده می شود. هم چنین پسرها از دخترها پرخاشگری بدنی و لفظی بیشتری دارند. از سال دوم زندگی این تفاوت ها آشکارتر می شود.

– اگر پرخاشگری با پیامد مثبت همراه باشد، تکرار خواهد شد.

– رفتار پرخاشگرانه از انگیزه پرخاشگری سرچشمه می گیرد.

– پرخاشگری واکنشی انفجاری و آتشین نسبت به محرومیت و ناکامی است.

– تحقیقات نشان می دهند پرخاشگری در خانواده هایی که سخت گیرترند و تنبیه بدنی را در تربیت فرزند ضروری می دانند، بیشتر دیده می شود.

– رفتارهای قهر آمیز و پرخاشگرانه والدین در خانه و معلم و مدیر در کلاس درس و مدرسه و یا پرخاشگری از طریق فیلم های تلویزیون یا رسانه های گروهی همه و همه مدل های نامناسبی برای کودکان هستند.

– والدین و معلمان به هنگام عصبانیت کودکان به هیچ وجه نباید به بحث و گفتگو با کودک بپردازند و یا زیاد صحبت کنند؛ چرا که نتیجه عکس می گیرند و حتی باعث تشدید عصبانیت و خشم کودک می شوند.

علل خشونت و پرخاشگری در کودکان و نوجوانان

ریشه و منشا پرخاشگری:

۱- منشا زیستی و ژنتیک: بسیاری از روان شناسان معتقدند که پرخاشگری اساس زیستی دارد و طفل به همراه تولد خود این حالت را دارد و آماده پرخاشگری می باشد. مطالعات انجام شده نشان می دهد والدینی که خود پرخاشگر هستند، کودکانی دارند که زمینه پرخاشگری در آن ها بیشتر است.

برخی از تحقیقات نشان می دهند وقتی در هیپوتالاموس مغز تحریکی پدید آید، موجب پیدایش حالت پرخاشگری می شود. گروهی معتقدند اصل پرخاشگری در افراد غریزی است و کم و بیش در همه افراد به صورت آشکار و نهان وجود دارد.

– بچه هایی که از نظر جسمانی مشکلاتی مانند کم کاری یا پرکاری برخی از غدد (مثل تیروئید)، مشکلات بینایی یا کم خونی و… دارند، آمادگی بیشتری برای رفتارهای پرخاشگرانه دارند.

۲- منشا اجتماعی: گروهی از روان شناسان پرخاشگری را ناشی از آموخته های اجتماعی می دانند. قرار گرفتن در برابر یک الگوی پرخاشگری مثل خشم والدین، معلم، مدیر، فیلم های تلویزیون و سینما پرخاشگری را ایجاد می کند.

– عدم رضایت فرد از محیط و اطرافیان و ناراحتی و عقده هایی که فرد از پدر و مادر و مدیر و معلم و مدرسه دارد، سبب پیدایش پرخاشگری در فرد می شود.
– کودکان اغلب از اولیای خود که در موقع خشم آنها را تنبیه می کنند، تقلید می کنند.

– کودکان ناکام معمولا دچار رفتارهای پرخاشگرانه هستند. (ناکامی در برابر خواسته هایشان)

– کودکان مضطرب و ناآرام، رفتارهای پرخاشگرانه دارند. اضطراب موجب تحریک پذیری فرد شده و آستانه تحمل فرد را کاهش می دهد، طوری که فرد با کوچک ترین فشار از خود واکنش نشان می دهد.

– پرخاشگری، نشانه ای از تضادهای درونی است.

– مصرف برخی از داروها می تواند موجب پرخاشگری گردد.

– گاهی کودکان در مدرسه قربانی خشونت می شوند و این قربانی شدن باعث می شود که خود آنها نیز عامل خشونت شوند.

– پرخاشگری کودک ممکن است نشانه ای از افسردگی باشد که در این صورت لازم است، شرایط زندگی کودک به صورت کامل مورد بررسی قرار گیرد.

– عدم برقراری ارتباط عاطفی مناسب با کودک باعث می شود که او خود را تنها و بدون حامی احساس کند و در این حالت با کمبود محبت مواجه و در نتیجه دچار برخی اختلالات روانی از جمله اضطراب، افسردگی و پرخاشگری می شود.

– بی اعتنایی به کودک و توجه نکردن به نظرات و عقاید او، موجب موضع گیری بی جهت او در برابر رفتار و افکار دیگران خواهد شد و ممکن است با توسل به پرخاشگری در صدد ابراز عقیده شخصی خود بر آید.

– حسادت هم از عوامل پرخاشگری است.

– کودکان به دلیل عدم توانایی در مقابل ناکامی به پرخاشگری روی می آورند.

– مشاهده فیلم های خشونت آمیز و انجام بازی های کامپیوتری و ویدئویی خشونت آمیز، اثرات سویی بر ذهن کودک می گذارد که در نهایت به افزایش پرخاشگری در وی می انجامد.

– کودکانی که بیش از اندازه به خودشان اطمینان دارند، رفتارهای پرخاشگرانه بیشتری از خود بروز می دهند. این موضوع زمانی که کودک از موضوعی شرمسار می شود شدت می یابد.

– هرگاه کودکی بفهمد که از طریق پرخاشگری به خواسته هایش می رسد و می تواند توجه زیادی را به خود جلب کند، خشم خود را تکرار می کند.

– در خانواده هایی که اختلاف و کشمکش باشد و اعضای خانواده دائم از هم انتقاد کنند و محیط خانه ناامن و نامتعادل باشد، زمینه برای پرخاشگری بیشتر است.

– رفتارهای متضاد والدین، زمینه را برای پرخاشگری ایجاد می کند.

– غیبت های طولانی والدین از عوامل پرخاشگری کودک است.

– مرگ پدر نیز از عوامل پرخاشگری در پسران است. تحقیقات نشان داده که در صورت مرگ پدر در سنین کودکی و نبودن الگوی همانند سازی برای پسران میزان پرخاشگری آنها در حد بالایی افزایش می یابد.

۷۵% از پسران پرخاشگر از وجود پدر محروم بوده و یا الگوی فردی برای یادگیری نداشته اند.

– تبعیض بین خواهران و برادران در بروز پرخاشگری نقش دارد.

– تشویق رفتار پرخاشگرانه از طرف والدین. گاهی با والدینی مواجه می شویم که به بهانه آموزش دفاع از خود، به کودک می گویند (از کسی نخوری، توسری نخوری، باج کسی را خونه نیاری و…) که به طور آشکار به جای نشان دادن رفتارهای منطقی در مقابل برخورد با موانع شخصی، کودک را به پرخاشگری بی مورد تشویق می کنند.

– خانواده هایی که از الگوی تربیتی سخت گیرانه استفاده می کنند، زمینه پرخاشگری در کودک و نوجوان را فراهم می کنند.