تعیین حدود، به رشد و گسترش خویشتنداری کودک کمک می رساند. تشویق و تایید استقلال کمکش می کند مهارت خودراهبری و خودگردانی را در خویش رشد دهد. البته کودک برای موفقیت در زندگی به هر دوی این توانمندی ها نیاز دارد.
کمتر پیش می آید که اشتیاق بچه ها به استقلال یافتن و رهایی از مقررات و محدودیت ها، مستلزم پرورش آن توسط والدین باشد. غالب کودکان بیش از آنچه والدین بخواهند به آنان استقلال بدهند، خودشان برای دستیابی به استقلال تلاش می کنند.
پذیرش اینکه فشار بچه ها برای آزادی عمل و استقلال داشتن امری طبیعی است، کلید واقعی فرزندپروری مؤثر است. بسیاری از والدین به اشتباه انگیزۀ فرزندشان را برای استقلال، به شورش و نافرمانی تعبیر می کنند.
حال آنکه بچه ها به خاطر شورش علیه والدین یا  نافرمانی عمدی خواستار استقلال نمی شوند. آنها به این سبب استقلال می خواهند که بخشی از طبیعت بشر است که بخواهد به جای نظارت و کنترل دیگران بر رفتارش، حس کند خودش مهار رفتارش را در دست دارد.
اگر با اشتیاقِ فرزندتان به استقلال خواهی به صورت نیاز طبیعی او برخورد کنید و نه محرکی آسیب پذیر که باید سرکوب شود، از رویارویی با بسیاری از دردسرها اجتناب خواهید کرد.
والدین هوشمند می دانند در هر سنی راه اداره نیاز کودک به استقلال، یافتن روش های محدود کردن رفتار کودک بدون ایجاد احساس کنترل و مهار بودن است. شاید کار سختی به نظر برسد، ولی در حقیقت ساده تر از آن است که فکر می کنید.
اما قبل از آنکه در این زمینه ترفندهایی را نشان بدهیم، می خواهیم بگوییم چرا اصرار فرزندتان برای مستقل شدن چیزی است که گاهگاهی باید به آن رضایت بدهید.
کودکان به آمیزه ای از آزادی و محدودیت نیاز دارند. اگر برای رفتار فرزندتان محدودیت ناکافی گذاشته باشید، او موفق به کسب خویشتنداری رضایت بخش نمی شود، در عین حال اگر استقلال کافی هم نداشته باشد، نمی تواند خودش را اداره کند.

بدون دریافت استقلال کافی از والدین، احتمال اینکه کودک مضطرب، ترسو، بی اراده و بیش از حد وابسته به سایرین بشود زیادتر است. به عبارت دیگر، تربیت فرزند سالم مستلزم عملکرد متعادل از جانب شماست که در آن شما بر روی طناب باریک برقراری حدود و اعطای استقلال راه می روید.
راه رفتن روی این طناب به ویژه به این دلیل دشوار است که همیشه در حال حرکت و نوسان بوده و پایدار نیست. هر بار این طناب را بکشید از یک مرحلۀ رشد به مرحلۀ دیگر تغییر می کند، زیرا پا به پای رشد کودک باید محدودیت را کاهش دهید. در هر حال به منظور ایجاد توازن بین اعطای آزادی با اعمال محدودیت، همیشه باید روی آن طناب راه رفت.
یکی از اهداف والدین مجهز کردن کودک به مهارت های تصمیم گیری و خودراهبری است، همان چیزهایی که برای ادارۀ مسئولانۀ خودش به آنها نیاز دارد.
تنها به آیندۀ دور یعنی وقتی جوانی رشد یافته شده و دیگر با شما زندگی نمی کند نمی اندیشیم، بلکه به موقعیت هایی فکر می کنیم که در مدرسه، با دوستانش، یا خارج از خانه بدون شماست.
آموزگارانش از وی انتظار دارند بتوانند پروژه هایی را به کمک ابتکار و خودراهبری اجرا کند. سایر بچه ها به او فشار می آورند دست به کارهایی بزند که می داند غلط است؛ یعنی اینکه مجبور می شود یاد بگیرد چگونه روی پاهای خودش بایستد.
باید یاد بگیرد وقتی با دوستانش یا  تنها از خانه بیرون می رود چگونه خود را از مخمصه برهاند. در این گونه شرایط یا در هر موقعیت دیگری که والدین حضور ندارند، کودک باید بتواند تصمیم های مسئولانه بگیرد و آنها را با اطمینان و اعتماد به نفس دنبال کند.
بعضی ها انتظار دارند فرزندشان در خانه یک جور شخصیت داشته باشد و در بیرون خانه با دوستانش آدمِ به کلی متفاوتی بشود. اگر در خانه به فرزندتان برای اینکه خودش را با خواسته های شما تطبیق دهد تشر بزنید، نه تنها کودکی تربیت می کنید که خود را با هر آنچه والدینش بخواهند تطبیق می دهد، بلکه کودکی بار می آورید که برای ایستادن روی پای خودش در مقابل هر کسی حتی سایر بچه ها نیز مشکل خواهد داشت.
با فرصت دادن به کودک برای تمرین خودراهبری در منزل، او می تواند مهارت هایی را تمرین کند که والدین می خواهند وقتی همراه آنها نیست بتواند از خود نشان دهد. ولی اگر به او فرصت ندهید مستقلاً تصمیم هایی بگیرد، هرگز این مهارت ها را فرا نخواهد گرفت.
اینک که ضرورت دادن آزادی عمل به فرزندتان را درک می کنید، می توانیم ببینیم نحوۀ تهیۀ این فرصت چگونه باید باشد تا ضمن دادن احساس استقلال به کودک، به شما نیز اجازه دهد کنترل نهایی را در دست داشته باشید.
در مقالۀ بخش دوم به بررسی این موضوع می پردازیم.