شاید این سئوال خیلی مسخره به نظر برسد که کودک چیست ؟ به چه کسانی کودک گفته می شود !! آنقدر این کلمه برای ما ملموس است که حتی به آن فکر هم نمی کنیم ! همه ما این دوران را سپری کرده ایم و کودکی جزئی از وجود همه انسان ها است بنابراین تعریف کردن چیزی که ما با آن زندگی کرده ایم شاید بی معنی باشد چون همه ما آنا را لمس کرده ایم.

اما جالب است بدانید که ما نیاز به دانستن معنی و مفهوم کودکی داریم و این نه تنها از بعد پدر و مادر و تربیت فرزندان بلکه از دیدگاه جامعه و حتی سیاست و قوانین در کشورهای مختلف دنیا از جمله ایران جزء یک ضرورت به حساب می آیند.ما باید از سه حالت به بررسی ماهیت کودک بپردازیم که بیشترین توجه را به خودشان معطوف می کنند. از لحاظ فیزیک جسمانی ، از لحاظ قوانین حاکم بر کشورها و همچنین از لحاظ روانشناسی ، در واقع کودکی در این سه چیز بیشترین هویت را پیدا می کنند و جالب است بدانید که ممکن است یک کودک در سنین بالا همچنان کودک باشد !!

تعریف کودک از لحاظ حقوقی

از نظر حقوقی بعضا در اکثر کشورهای جهان هرگاه صحبت از کودک چه دختر و چه پسر می شود یک فاکتور سنی در نظر گرفته می شود. برای مثال در حال حاضر در اکثر کشورهای دنیا وقتی انسانی هنوز به سن ۱۸ سالگی کامل نرسیده است از آن به عنوان کودک یاد می شود . در واقع این نوع طبقه بندی به دلیل قوانین و سیاست های کشور برای آن فرد برای برخورداری از یک سری حقوق خاص در نظر گرفته شده است .

برای مثال در بسیاری از کشورها افرادی که ۱۸ سال تمام نداشته باشند نمی توانند در انتخابات شرکت کنند یا ارثیه خانوادگی را دریافت کنند و … البته اگر بحث فقه و دین را نیز در این مقوله مطرح کنیم از لحاظ فقه پسر در سن ۱۵ سالگی و دختر در سن ۹ سالگی از کودکی خارج می شوند و به سن بلوغ می رسند. از این طبقه بندی سنی به عنوان سن قانونی در بسیار از کشورها نام برده می شود ، در واقع وقتی می گوییم سن قانونی یعنی اینکه شخص مورد نظر ما از سن تعریف شده برای خروج از کودکی ، سن بیشتری دارد.

تعریف کودک از لحاظ روانشناسی

اما فکر می کنم متفاوت ترین تعریف کودک از لحاظ روانشناسی وجود دارد. کودک از لحاظ روانشناسی یعنی فردی که هنوز هوش هیجانی کافی برای زندگی را به دست نیاورده است به زبان ساده تر شما در دوران کودکی سعی می کنید که یک سری مهارت های رفتاری ، اخلاقی و اجتماعی را کسب کنید که هوش و تفکر شما را برای آینده شکل می دهد . هر چقدر این مهارت ها بیشتر و سریعتر یادگیری شوند شخص مورد نظر زودتر از دوران کودکی خارج می شود.

برای مثال ممکن است یک انسان ۱۰ ساله ممکن است با یادگیری این فاکتورهای هوش هیجانی از دوران کودکی خارج شود. یادگیری این مهارت ها است که فاکتور اصلی تفکیک خیلی از انسان ها در سنین بالاتر می شود برای مثال در جوامعی که امکانات آموزشی و فرهنگی بسیار خوبی دارند و از طرفی کودکان از رفاه خوبی برخوردار هستند ، کودکی در سن پایینتری رنگ خود را عوض می کند اما در کشورهایی که از نظر رفاه در وضعیت بدی قرار دارند طبیعی است که حتی ممکن است انسانی با سن بالای ۳۰ سال همچنان به رشد مناسب هوش هیجانی دست پیدا نکرده باشد و همچنان کودک محسوب شود. در واقع رشد جهانبینی ، بینش و فکر است که انسان را از لحاظ روانشناسی از کودکی خارج می کند.

از مثال هایی که می توان برای رشد هوش هیجانی کودک نام برد به مواردی مثل : آگاهی پیدا کردن به احساسات ، شناخت و درک احساسات دیگران ، نحوه ابراز احساسات به دیگران ، حساس شدن و حساس بودن در برابر افکار دیگران ، پرسیدن و شناخت دلایل انجام کارهایی که در اطرافش رخ می دهد ( برای مثال چرا فلانی اینکار را کرد ) ، داشتن قدرت انعطاف پذیری و درک کردن نقطه نظرات دیگران ، شناخت و درک درست روابط ، توانایی ایجاد و حل کردن مشکلات مختلف ، مثبت اندیشی و سازندگی شخصی ، درک مفهوم عشق و خطرات آن ، شاد بودن و از زندگی لذت بردن ، هدفمندی در زندگی و درک واقعی دلیل وجود انسان و …

نتیجه گیری

ما در اینجا کودک را در سه تعریف مختلف به شما معرفی کردیم اما توجه کنید که ما فاکتورهای سنین زیر ۱۸ سال را بیان نکردیم ، برای مثال کودکی خودش هم بعضا طبقه بندی سنی دارد که از ۲ تا ۵ سال یا از ۵ تا ۱۰ سال و حتی طبقه بندی های دیگری هم وجود دارد. ما تعریف کودک را به سه دسته بندی فیزیکی جسمانی بر اساس رشد فیزیکی انسان ، تعریف حقوقی و سیاسی بر اساس ماهیت های قانونی و همچنین تعاریف روانشناسی که بر حسب فاکتورهای رشد فکری بود طبقه بندی کردیم.

به این مورد توجه کنید که من  یک مشاور کودک یا روانشناس نیستم و مطالبی که در این طبقه بندی قرار می گیرند حاصل جستجو های من در این زمینه می باشد و اگر مورد اشتباهی در آن وجود دارد از دوستان دعوت می کنیم که حتما این موارد را برای اصلاح مقاله در ادامه همین مطلب ارسال کنند. امیدوارم مورد توجه شما قرار گرفته باشد.