برخی ازراه های از بین بردن یاكاهش عوامل بی نظمی:

برای كاهش عوامل بی نظمی دانش‌آموزان باید میان خانه ومدرسه هماهنگی وجود داشته باشد. برای كاهش عوامل بی نظمی معلمان باید معلم آمادگی تغییر رفتارهای به عنوان واكنشی نسبت به حقایق آشكار شده توسط مشاهده را داشته باشد. برای كاهش عوامل بی نظمی موثر از كلاس باید شرایط فیزیكی كلاس را بهتر كنیم و روابط بین كاركنان و دانش‌آموزان بهتر شود. برای كاهش این عوامل در خانواده باید والدین فرزندان خودرا به انضباط تشویق كرده و وظایف شان را در قبال فرزندان خود به خوبی اجرا كنند.

راه های كاهش یا حذف رفتارهای بی نظمی:

در آموزش و پرورش وظیفه معلمان تنها این نیست كه به ایجاد و تقویت رفتار مطلوب اقدام كند بلكه باید رفتار نا مطلوب دانش آموز را كاهش داده  یا از بین ببرند. برای از بین بردن رفتار نا مطلوب روش های زیر توصیه می‌شود:

 ۱٫ خاموشی :

برای اینكه رفتار نامطلوب دانش آموز ادامه نیابد می‌بایست  شرایط طوری فراهم شود كه برای انجام دادن آن رفتار نا مطلوب پاداشی در یافت نكند.

 

 ۲ . اشباع :

رفتار نامطلوب شاگرد به مدت طولانی تقویت می‌شود تا دانش‌آموز اشباع شود و احتمال تكرار آن كاهش یابد یعنی درست برعكس خاموشی و این روش بر خلاف تنبیه عوارض جانبی ندارد.

 

۳ . تقویت رفتار مغایر :

رفتاری را كه مغایر با رفتار نامطلوب است تقویت می‌كنیم كه خود از یك اصل روانشناسی ناشی می‌شود كه انسان نمی تواند خود را همزمان روی دو رویداد مخصوصا اگر مغایر باشد متمركز كند.

 

۴٫ محروم كردن :

یعنی دانش‌آموز به خاطر رفتار نامطلوبی كه انجام داده است از دریافت تقویتی محروم می شود برای مثال دانش‌آموز كه به كلاس علاقه دارد به خاطر بی نظمی از كلاس اخراج می‌شود.

 

 ۵  . جریمه كردن :

یعنی كم كردن مقداری از عامل تقویت كنند به دلیل انجام رفتار نامطلوب برای مثال كسر چند نمره به دلیل شیطنت یا بی نظمی.

مشاوره و مذاكره با دانش‌آموز نامنظم :

معلم می‌تواند در برابر دانش‌آموز نامنظم از شیوه ی صحبت آرام استفاده. در این روش معلم, مشاوره می‌كند چون دانش‌آموز در كلاس او بی نظمی كرده و معلم می داند در آن هنگام دانش‌آموز مشغول چه كاری است و آن شرایط را به خوبی می‌شناسد. در این هنگام معلم نباید از انتقاد زیاد استفاده كند چون باعث می‌شود دانش‌آموز حالت تدافعی به خود بگیرد و بهانه های بیشتری بتراشد.

 

معلم باید از طریق مذاكره‌ای صریح به دانش‌آموز بفهماند كارش تا چه اندازه زشت بوده است و بازنده‌ی اصلی نیز خود دانش‌آموز است و اگر این رفتار نامطلوب راترك كند سود زیادی خواهد كرد. برای این كار معلم باید« ازباب پرسش » وارد شود برای مثال از شاگرد می‌پرسد «چرا به این كار(بی نظمی) پیشنهاد شدی » و به بهانه تراشی های وی توجه چندانی نمی‌كند در واقع معلم اعتقاد خودش راكه رفتاری هر قدر هم غیر قابل قبول و نامطلوب باشد هدف داراست اعلام می‌كند.

 

اصل تقویت منفی :

برای اینكه دانش‌آموز را از انجام رفتار نامطلوبی باز داریم باید ترتیبی بدهیم كه هر زمان رفتار او در جهت مطلوب تغییر كرد به موقعیتی كه برای او ناخوشایند بوده است پایان می‌دهیم. در كاربرد این اصل پایان دادن باید به آسانی امكان داشته باشد زیرا در غیر این صورت دانش‌آموز فایده‌ای در تغییر دادن رفتار خود نمی‌بیند.

 

 تنبیه:

 یعنی اضافه كردن یك محرك بیزار كننده به محیط پس از انجام رفتار نامطلوب این روش معایبی دارد:

۱٫ باعث نابودی رفتار نمی‌شود و فقط آن را وا پس می‌زند.
۲٫ سبب ترس یا نگرانی شدید می‌شود.
۳٫ از توجه دانش‌آموزان به فرد تنبیه گر كاسته می‌شود و به دستورهای او عمل نمی‌كند.