خجالت و ترس از جمع یک حالت روانی است که فرد در بیان احساسات و خواسته های خود در بعضی از جمع ها دچار ترس و عدم تعادل روانی و جسمانی می گردد. یک مثال برای خجالت و ترس از جمع مثل ترس از وارد شدن در جمعی که تعدادی افراد آشنا و یا ناآشنا در آنجا حضور دارند. در واقع میتوان با چنین تعریفی خجالت را مترادف با ترس دانست(در این جا خجالت زیر مجموعه ترس میباشد. در واقع ترس معانی وسیعتری را دارا میباشد.). خجالت شرایط ناتـوان کنـنده ای برای افراد پـدیـدمی آورد و مانع ایفای نقش درست در موقعیتهای اجتماعـی و بیان دل مشغولیها شخص میگرددخجالت را میتوان به نوعی عدم اعتماد به نفس در روابط اجتماعی دانست.

علل خجالت و ترس از جمع

علت خجالت و ترس از جمع و ابراز وجود در آن بر می گردد به تجربیات تلخ گذشته و تربیت دوران کودکی فرد. افرادی که در دوران کودکی والدین خشن و سختگیر داشته اند و والدین در تربیت کودکان خود از آداب سختگیرانه استفاده نموده اند مستعد خجالت و ترس در جمع می شوند. البته کودکانی که در کودکی بسیار مودب می باشند و به دلیل مودب بودنشان از ابراز وجود خودداری می نمایند و والدین سختگیر اینگونه رفتارها را جزء ویژگیهای مثبت ودکان خود می نامند نیز ممکن است اینگونه رفتارها را در آینده از خود بروز دهند. همان گونه كه تجربه كرده ايد، خجالت و كمرويي، هرگز با ناتواني برابر نيست. خجالتي بودن به معناي ناتوان شمردن خويش است، نه ناتوان بودن.

خجالت خصلتي ژنتيكي نيست تا خود را مقهور آن بدانيد و در برابرش تسليم شويد! اين پديده محصول شناخت نادرست خود و ديگران و سازش نايافتگي هاي اجتماعي و حتّي رفتارهاي غلط آموخته شده است. بي گمان با شناخت توانمندي هاي خود، برخي عوامل مؤثر در بروز آنها و رعايت دقيق و مستمر و كامل راه كارهاي ارائه شده، مي توان به مطلوب ترين سطح سازش يافتگي اجتماعي و مؤثرترين شكل ارتباط با ديگران دست يافت. فقط كافي است به توانايي تان ايمان داشته باشيد. توانايي هاي خود را در فعاليت هاي گذشته مرور كنيد و موفقيت هاي هر چند ساده خويش را برشمريد. از آنجا كه عوامل بروز خجالت و كم رويي، در نوعي شناخت غلط از خويشتن ريشه دارد، كافي است به شناختي صحيح و واقع بينانه از خود دست يابيد تا اين سدّ تعالي و ترقّي را پشت سر گذاريد. به عبارت ديگر بايد خودپنداره اي كه از خود داريد را اصلاح كنيد.

پیامدها و عواقب خجالت و ترس از جمع

انسان موجودي اجتماعي است و نيازمند ارتباط با ديگران ؛ خجالت آفتي است كه آدمي را از پیشترفت باز مي دارد؛ به توانمندیهای نهفته فرصت بروز نمي دهد و استعدادها را سركوب مي سازد. از ديدگاه روان شناختي، خجالت غيرعادي و اضطراب آلود به خويشتن است كه در يك يا چند موقعيت اجتماعي، بروز مي یابد و فرد را در انواع تنش هاي رواني، شرايط نامناسب عاطفي و شناختي و نابساماني هاي جسمي و زيستي فرو مي برد و موجب بروز رفتارهاي خام و نسنجيده و واكنش هاي نامناسب مي گردد. اين پديده، با توجّه به ضعف و شدتش، انواع پيامدهاي زيستي و رواني و شناختي؛ – مانند تشديد ضربان قلب، تغيير رنگ چهره، اختلال در تنفس، لرزش بدن و دستان، تغيير فركانس صدا، لكنت زبان، خشكي دهان، انزواطلبي، عدم پذيرش، فرار از فعاليت ها، عدم دفاع از خود، افت شخصيت، ركود علمي، مشكل دوست يابي و حتّي جهالت و ناداني – به دنبال مي آورد.
درنتیجه ,خجالت و ترس از جمع باعث از بین رفتن اعتماد به نفس و خود باوری فرد شده در نتیجه باعث توقف پیشرفت اجتماعی او می شود . نام دیگر ترس یا اضطراب اجتماعی می باشد . افرادی که دارای مشکل خجالت در جمع و یا سوشیال فوبیا هستند با توجه به شخصیت شان علائم متفاوتی را از خود در روابط اجتماعی نشان می دهند . بطور کلی علائم فیزیولوژیکی و روانی زیادی وجود دارد . برای مثال عرق کردن -دل پیچه – لرزش اندام – بی حس شدن – از دست دادن تمرکز حواس – دچار لکنت شدن – گر گرفتن – کلافه شدن و غیره. در نهایت افرادی که دارای خجالت، ترس از جمع و یا عدم اعتماد به نفس در روابط اجتماعی می باشند دچار اختلالات عاطفی و رفتاری گوناگونی چون افسردگی، استرس و اضطراب، اعتیاد و غیره می شوند.
بنابراين خجالت، افزون بر اينكه انسان را از فعاليت هاي فردي باز مي دارد و زندگي شخصي را فلج مي كند، زمينه فعاليت هاي اجتماعي را نيز نابود مي سازد و اندك اندك، سلامت جسم و بهداشت روان را در معرض تهديد قرار مي دهد.

درمان خجالت و ترس از جمع

بسیاری از افرادی که دارای خجالت و ترس از جمع هستند و یا به عبارتی اعتماد به نفس لازم در ابراز وجود در روابط اجتماعی را ندارند و دچار استرس و اضطراب میگردند . اگر چه فنون درمانی روانشناسی چون شناخت درمانی، رفتار درمانی و روانکاوی میتواند به فرد کمک نماید تا نسبت به مشکلات خویش شناخت پیدا کرده و راهبردهایی را برای کاهش اضطراب خویش بکار گیرد. این درمان برتغييرات شناختي و اصلاح رفتاري و از ياد بردن رفتارهاي مبتني بر خود كم بيني استوار است و از روش هاي شناخت درماني و تغيير در باورها و نظام ارزشي و افزايش مهارت هاي اجتماعي و توانايي هاي شغلي و حرفه اي و تحصيلي پيروي مي کند با اینحال از آنجایی که ریشه این مشکلات در اعماق ذهن ناهشیار نهفته است هیپنوتیزم درمانی به کمک دیگر روشهای روانشناسی میتواند قویترین ابزار درمانی به شمار می رود.