۱)نفوذ معنوی معلم در دانش آموز:که در ابتدا به آن اشاره شده است.

۲)معلومات معلم:گاها دیده شده است که افرادی به درس خاصی غلاقه داشته ولی پس از مدتی در زنگ آن درس غیبت کرده و وقتی از آن ها می پرسیم که چرا از حظور در کلاس امتناع کرده اید ؟ می گویند معلم مان اطلاعات کافی در این درس ندارد و او به سوالات ما توجهی ندارد زیرا پاسخ سوالات ما را نمی داند . بنابر این معلمی که  معلومات کافی در درس ندارد باعث بی علاقه ای دانش آموزان به درس می گردد.

۳)اخلاق و رفتار معلم:معلمی که با خوش رویی با دانش آموزانش برخورد کرده است و بجای  پرخاشگری ،آرام و زیبا با دانش آموزانش  صحبت کرده تاثیر فوق العاده ای را بر ایجاد انگیزه ی به تحصیل در دانش آموزانش داشته است.معلمی موفق  بوده است که با ورود به کلاس مشکلات خود را فراموش کرده و همانند فرشته ای مهربان با دانش آموزانش برخورد کرده است . معلم باید بیشتر از تشویق اشتفاده کرده و حتی کوچکترین هنر آفرینی و تلاش دانش آموز را مورد تشویق قرار داده باشد . معلم با کمالات اخلاقی نه تنها باعث علاقه مند ساختن دانش آموزان به تحصیل می شود بلکه باعث می شود دانش آموزان به سوی آن کمالات اخلاقی کشیده شود و آن کمالات پسندیده را در خود بیافرینند زیرا معلم الگویی برای دانش آموزبوده است و دانش آموزان بخصوص در مقطع ابتدایی  از راه و روش معلم مورد علاقه ی خود پیروی کرده اند.پس اخلاق و خوی معلم است که انسان را می سازد که این اخلاق و خوی اگر خوب بوده دانش آموز به معلم و در نهایت به تحصیل علاقه مند ساخته است و اگر این اخلاق و خوی  جنبه ی خوبی نداشته باشد دانش آموز را از معلم و در نهایت  از  تحصیل  متنفر ساخته  است.از ویژگی های اخلاقی خوب معلم می توان به وقار و طمانینه ی معلم در برخورد با دانش آموزان وابراز محبت و علاقه به تک تک دانش آموزان،راستگویی و صداقت معلم،درک کردن دانش آموزان،تواضع وفروتنی معلم،گذشت معلم از کارهای اشتباه دانش آموزان،ارشاد و راهنمایی کردن دانش آموزان،سعه صدر معلم،مهربانی و عطوفت معلم ،دلسوزی معلم برای دانش آموزان و جان وجرات دادن معلم به دانش آموزان می توان اشاره کرد.

۴)عدم تبعیض بین دانش آموزان :معلم اگر دارای اخلاق و رفتاری خوب بوده اما بین دانش آموزان تبعیض قائل شده باشد باعث بی علاقگی  به درس در دانش آموزان شده است.انسان وقتی احساس کند که بین او و دیگران فرق و امتیازی گذاشته شده همه ارکان وجودیش به لرزه در آمده و در اقیانوس روح او طوفان های سهمگین به وجود می آید.بنابراین یکی از اصولی را که معلم باید حتما آن را رعات کرده،عدم تبعیض میان شاگردان بوده است و به عبارت دیگری رفتار معلم آن چنان باید شمول و عموم داشته باشد که همه ی شاگردان احساس کنند که سخنان و نگاه های معلم همه و همه متوجه ی تک تک آنان است و تبعیض آن چنان دردآور است که خاطرات آن هرگز فراموش نشده ، جاودانه در سینه و قلب افراد نقش می بندد.«ناگفته نماند معلم باید به این نکته توجه داشته باشد که اساسا انسان حساس و ظریف است،با کمترین جریانی ممکن است توهم تبعیض در او پدیدار گردد و برای اجتناب از این کار

«رسول خدا (ص) وقتی در میان یاران خود قرار می گرفت ، نگاه های خود را بین اطرافیان به طور مساوی تقسیم می کرد.

(یقسم لحظاته)

یعنی:رسول خدا نگاه های خود را بین یاران خود به طور مساوی تقسیم می کرد».

باید سخن و نگاه معلم متوجه ی همه شاگردان شده ،محبت خویش را بین همه به عدالت تقسیم نماید» .