هوش موسیقیایی

این هوش نمونه و الگوی در برگیرنده نواها و آواها ، سرود ، ادوات ، اصوات پیرامون و ضرب و وزن می‌باشد. با استفاده از این نمونه‌ها در شرایط گوناگون ، فراگیران قادرند پیرامونشان را بشناسند و به گونه‌ای توفیق آمیز با آن سازگار و جور شوند. توجه کنید هوش موسیقیایی فقط یک هوش بصری نمی‌باشد به علاوه امکان دارد حاوی تمام اقسام مدل‌ها نیز باشد. به این علت ریاضیات به لحاظ بررسی مدل‌ها توصیف می‌شود و این هوش در واقع یک حیطه فراگیری ریاضیات است.

از نشانه‌های بارز این هوش هم آهنگی و ملودی و موزیک است. کودکانی که هوش موسیقیایی قوی دارند توجه زیادی به آواها و ضرب و وزن‌ها و اصوات دارند. این کودکان از ملودی و آوازها به وجد می‌آیند و غالباً در ساز زدن و نواختن آهنگ و موسیقی تبحر  زیادی دارند.

مشخصات هوش موسیقیایی در کودکان:

از سرود خوانی و ساز زدن به وجد می‌آیند ، درک ساده ملودی‌ها و آهنگ صداها ، مهارت در به یاد آوردن ترانه‌ها و آوازها ، به اصوات واکنش زیادی نشان می‌دهند بدین سب اصوات بر روی دستگاه ذهنی و مغزی آنان تاثیر فراوانی دارد.

هوش درون فردی

هوش درون فردی ویژه افکار ، عواطف ، شایستگی‌ها ، نظرگاه‌ها می‌باشد. این هوش به کودکان مدد می‌رساند تا رابطه‌ی مفید و کارآمدی با آموزش‌های یادگیری ایجاد کنند. کودکانی که سوال می‌کنند  به چه علت من بایستی این مطلب را فرابگیرم؟ یا این چه اثری روی من دارد؟ کاملاً در شرایط استفاده از هوش درون فردی خود می‌باشند. هوش درون فردی قسمتی از ما می‌باشد که توقع دارد آموزش به گونه‌ای با معنی شکل بگیرد و انجام شود و اغلب رابطه و پیوستگی‌ای که درک می‌کنیم در آن چیزی می‌باشد که می‌خوانیم و یاد می‌گیریم. این هوش اغلب حاوی پیام است که ما را راغب کند تا در فراگیری و آموزش حس تملک داشته و به علاوه آن چیزی را که تا به حال فراگرفته‌ایم حفظ کنیم.

از نشانه‌های بارز این هوش آزمودن خود و درک ماهیت ادراک و اندیشه و احساس خود است. کودکانی که هوش درون فردی قوی دارند شناختی مناسب از موقعیت‌های عاطفی ، مهیج و تحریکات خودشان دارند. این کودکان آزمدن خود ، خیال و تصورات ، کاوش و تجسس رابطه‌ی خود با اطرافیان و سنجش توانمندی‌های خوداحساس خرسندی دارند.

مشخصات هوش درون فردی در کودکان:

توانایی در تجزیه ویژگی‌ها و خلق وخوی خود ، خرسندی از ارزیابی اندیشه‌ها و دیدگاه‌ها ، خویشتن شناسی بالا و برخورداری از فهم واضح از بنیاد عواطف و هیجانات خود

هوش میان فردی

هوش میان فردی از راه ارتباط و سر وکار با افراد مختلف برانگیخته می‌شود. کودکانی که هوش میان فردی بالایی دارند غالباً محتاج مشارکت و همکاری هستند تا فراگیری و آموزش را برای خود با معنی سازند. کودکانی با هوش میان فردی بالا احیاناً در مدارس به آن‌ها برچسب خیلی پرگو و خیلی اجتماعی می‌دهند. چنان چه این کودکان صحیح هدایت شوند در جمع‌های مشترک و گروهی ترقی می‌یابند و تقویت می‌شوند. آنان در شرایط سراسر همگانی که شرکت دارند برای سوال کردن ، گفت و گو و درایت متکی به خود هستند.

از نشانه‌های برجسته این هوش رابطه ایجاد کردن و فهم افراد است. کودکانی که هوش میان فردی قوی دارند در سروکار با افراد و فهم آنان تسلط دارند. این کودکان در ارزیابی احساسات ، محرک‌ها ، علاقمندی‌ها و مقصود اطرافیانشان توانایی زیادی دارند.

مشخصات هوش میان فردی در کودکان:

توانمندی در ایجاد رابطه‌های زبانی و غیر کلامی ، بررسی کردن شرایط از جنبه‌های گوناگون ، برقراری رابطه مطلوب با اطرافیان ، توانایی حل کردن دعوا و کشمکش‌ها در میان دوستان و هم سالان خود.

هوش طبیعت گرا

هوش طبیعت گرا ویژه گروه ‌بندی و رتبه بندی  می‌باشد. هر چند هوش طبیعت گرا دربرگیرنده بررسی حیوانات ، گیاهان و سایر دانش‌هاست اما پروسه‌هایی که این ترتیب و نظام را توسعه می‌دهند و محتاج دسته بندی ، گروه بندی و رتبه بندی هستند را هم شامل می‌شود . هوش طبیعت گرا در مدارس از طریق انجام دسته بندی ، طراحی دیاگرام‌ها و نمودارهای با معنی نشانه‌ها و خصوصیات تحریک می‌شود.

از نشانه‌های بارز هوش طبیعت گرا پیدا کردن مدل‌ها و رابطه‌هایی که با محیط و طبیعت سروکار دارد. کودکانی که هوش طبیعت گرای قوی دارند غالباً به پروراندن و تشخیص و دستیابی به طبیعت و آموختن در مورد گیاهان و جانوران تمایل دارند. این کودکان به راحتی و خیلی زود از تحولات پیرامونشان مطلع می‌شوند.

مشخصات هوش طبیعت گرا در کودکان:

تمایل به مباحثی از جمله شناخت گیاهان ، شناخت حیات ، شناخت جانداران ، توانمندی در طبقه بندی و گروه بندی داده‌ها و مفروضات ، تمایل نداشتن به فراگیری مفاهیمی که رابطه‌ای با مسائل طبیعت ندارند.

هوش هستی گرا

هوش درک و شناخت پروسه‌های نهادی در یک ساختار ارگانیسم بزرگتر می‌باشد. هوش هستی گرا در بردارنده زیبا شناختی ، الهیات و حکمت و شریعت است و بر روی شایستگی‌های درسی راستی و درستی ،  زیبایی و نیکویی سفارش دارد. هوش هستی گرا به کودک امکان می‌دهد که موقعیتشان را در مقامی برجسته‌تر نظاره کنند چه در مدارس ، اجتماع ، دنیا و یا عالم باشد. کودکانی که هوش وجودی بالاتری دارند از توانمندی زیادتری برای تلخیص و تلفیق نگرش‌های دریافت شده از مرجع‌ها و نظام‌ها بهره‌مند هستند.