بعد از ماجرای حذف تکلیف شب، تعلیق آزمون و امتحان درسی، لغو پیک نوروزی و حذف نمره و رقابت در بین دانش‌آموزان به بهانه ایجاد نشاط و شادی در مدارس، این‌بار وزیر آموزش و پرورش از ایجاد کلاس اسباب‌بازی در مدارس خبر داده و گفته «این طرح امسال به‌صورت آزمایشی در ۱۰هزار مدرسه ۱۰ استان کشور اجرا می‌شود.»

در حاشیه چهارمین جشنواره اسباب‌بازی که در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار شد، با این توضیح که اسباب‌بازی به‌عنوان یکی از تجهیزات تکنولوژی آموزشی است، گفته است: نشاط در یادگیری یکی از مولفه‌های مهم آموزشی است که امروز در یادگیری ما این موضوع، حلقه مفقوده است. در ادامه وزیر آموزش و پرورش تأکید کرده که اسباب‌بازی وسیله‌ای برای پرکردن اوقات فراغت نیست، بلکه به کمک آن تسهیل در یادگیری انجام می‌شود و بنابراین باید استفاده از اسباب‌بازی در فرایند یاددهی و یادگیری رسمی وارد و به‌عنوان بخشی از تکنولوژی آموزشی در نظام یادگیری تعریف شود.

  • روانشناسان چه می‌گویند؟

اما روانشناسان درباره نقش اسباب‌بازی در رشد کودکان چه می‌گویند و نظرشان چیست؟ «‌بازی در تسریع رشد هوشی نقش بسزایی دارد. کودکان در فرایند بازی، یادگیری درباره خود، جهان پیرامون و اطرافیان و حل مسائل پیش آمده را یاد می‌گیرند. بازی در رشد اجتماعی کودکان تأثیر چشمگیری دارد. همچنین کودکان اغلب برای نخستین‌بار از راه بازی یاد می‌گیرند که چگونه یکدیگر را قبول داشته باشند، درباره قوانین بازی توافق کنند و گروهی به بازی بپردازند.» «مفهوم همکاری، پیروزی بر گروه رقیب، شکست و برتری‌طلبی،

اغلب در بازی‌های جمعی و گروهی به رشد لازم می‌رسد. همچنین کودک در حال بازی مهارت‌های زبانی و کلامی‌اش تقویت می‌شود و مهارت حفظ‌کردن و دقتش افزایش می‌یابد. به‌طور نمونه، کودکی که لکنت زبانی دارد، در جمع کودکان همسال خود بهبود معناداری پیدا می‌کند یا کودکانی که تحرک بدنی کمی دارند، هنگام بازی‌ با دوستانشان ترغیب به جنب‌وجوش می‌شوند.»

«کودک می‌تواند از طریق بازی، انرژی تحت فشار خود مثل خشم، شادی، نگرانی، استرس، حساسیت و زودرنجی را بیرون بریزد و به همین واسطه والدین می‌توانند نقاط قوت و ضعف اخلاقی، استعدادها و توانایی‌های فرزندان خود را از ابعاد مختلف شناسایی کنند.»

  • معلمان تمایلی به آموزش‌های انگیزشی ندارند

اما اسباب‌بازی در سن «کودک دانش‌آموز» که گروه هدف سیاست‌های جدید آموزشی وزارت آموزش و پرورش هستند، چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد و آیا اصولا آموزش و پرورش توانایی تامین آن را از همه جهت دارد؟ «گروه هدفی که وزیر آموزش و پرورش از آنها سخن گفت، به‌نظر کودکان ۶ تا ۹سال در مدارس ابتدایی هستند. در این سن بچه‌ها به‌دنبال اطلاعات جدید، چالش‌ها و تجربه در بازی هستند. یک کودک در این گروه سنی به‌شدت توسط همسالان خود تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد و اجتماعی می‌شود.»

«بنابراین در این سن فعالیت‌های گروهی بیشتر مورد توجه است و لوازم بازی بچه‌ها در تجهیزات ورزشی، دوچرخه و کلاه ایمنی، کفش اسکیت، کتاب، کاردستی، بازی‌ روی تخته، بازی‌های هماهنگی و یا حافظه، مجموعه ساخت‌وساز و مدل‌سازی‌ خلاصه می‌شود. حالا باید دید که آموزش و پرورش چقدر می‌تواند این تجهیزات را به‌اندازه لازم و کافی برای دانش‌آموزان سراسر کشور فراهم کند و از همه مهم‌تر می‌تواند معلمان را در این زمینه آماده سازد؟»

«متأسفانه اغلب معلمان کنونی آموزش و پرورش تک‌بعدی و با محور کتاب در مراکز تربیت معلم و کلاس‌های ضمن خدمت آموزش می‌بینند و در تعامل‌های مکرری که با آنها در طول ۲دهه داشتم، متوجه شدم که کمتر به آموزش خارج از چارچوب کتاب و مواد آموزشی کلاسیک تسلط دارند. حتی مربیان ما در طول ۵سال اخیر که مدارس به تخته‌های هوشمند مجهز شد هم گرایشی به آن نشان ندادند و از ظرفیت‌های بی‌شمار این تکنولوژی که هزینه سنگینی روی دست آموزش و پرورش گذاشت، استفاده نکردند و اغلب به تخته وایت‌برد و کتاب درسی اکتفا می‌کنند.»

  • ایده‌های خوب اما بدون پشتوانه

استدلال بعدی که منتقدان نسبت به ایده‌های جدید آموزش و پرورش همچون حذف تکلیف شب، ایجاد اتاق اسباب‌بازی و همچنین حذف نظارت خانواده‌ها بر دفتر مشق فرزندانشان دارند، بر سر آماده‌نبودن زیرساخت‌ها و تعجیل در اجرای برنامه‌هاست. آنها مدام تأکید می‌کنند که بد عمل‌کردن در ایده‌های خوب، باعث سوزاندن آن برای همیشه می‌شود و امکان اجرای دوباره آن را می‌گیرد.

  • آموزش با نیروی بازنشسته و سربازمعلم؟

درحالی‌که به‌دلیل اجرای عجولانه نظام آموزشی ۳-۳-۶، مدارس ابتدایی دچار کمبود کلاس شدند و الان در بسیاری از موارد اتاق معلمان را جمع کرده‌اند تا یک اتاق برای پایه جدید داشته باشند و بدتر اینکه مدارس ما الان با کمبود شدید معلم روبه‌روست و از معلمان بازنشسته استفاده می‌کنند که اغلب به‌دنبال این خلاقیت‌ها در آموزش نیستند؛ مدارس دولتی حتی مربی ورزش که برای تحرک بچه‌ها و سلامت جسمی آنها مهم هست را در اختیار ندارند،

بعد چطور قرار است با این همه مصایب و مشکلات، کلاس اسباب‌بازی داشته باشیم؟»مشکل دیگری که به‌نظر می‌رسد ایده خوب «‌استفاده از اسباب‌بازی در آموزش» را به زمین بزند، بحث عدم‌آمادگی معلمان در این‌باره است؛ معلمانی که هیچ آموزشی در این زمینه ندارند و قطعا نمی‌توانند از این روش برای تدریس خود استفاده کنند.

«مسئولان آموزش و پرورش توضیح دهند که چقدر معلمان ابتدایی را با این روش آموزشی آماده کرده‌اند و تصمیم‌گیرندگان وزارتی اصلا مدارس کپری، عشایری، غیردولتی و روستایی را که با فقر شدید معلم روبه‌رو هستند، در نظر گرفته‌اند؟ یادم می‌آید که مسئول گروه آموزش ابتدایی ایلام می‌گفت من فرمانده پادگان شده‌ام چون در استان ما ۸۰درصد آموزگاران ابتدایی سربازمعلم هستند، بنابراین وقتی از ستاد آموزش و پرورش در چنین زمینه‌ای تصمیم‌گیری می‌شود، باید تمام جوانب در همه استان‌های کشور و حتی یک مدرسه عشایری در نقطه صفر مرزی را هم درنظر گرفت.»

«قرار است آموزش با اسباب‌بازی هدفمند و با یک خروجی مناسب باشد، بنابراین باید کتاب درسی، معلم و فضای آموزشی هم با آن همسو شود و من این همسویی را الان اصلا نمی‌بینم و فکر می‌کنم با شکست مواجه شود.»

به هر حال امسال طرح آموزش با اسباب‌بازی آنطور که وزیر آموزش و پرورش و معاون ابتدایی وی می‌گویند، در ۱۰هزار مدرسه اجرا می‌شود و دانش‌آموزان پایه اول، دوم و سوم ابتدایی ۳ ساعت در هفته همراه با بازی‌کردن، اهداف آموزشی را دنبال می‌کنند؛ آموزشی که قرار است با اسباب‌بازی‌های ساخت داخل انجام شود و در سال‌های بعد به کل مدارس کشور تعمیم داده شود.